تبليغاتX
* جوانان *

* جوانان *

*جوانان* *پسران مجرد و ازدواج موقت*

خود ارضایی یا بد بختی بزرگ

تمامی جوانان ایران

 

خيلي از جوون ها   ميگن دارم به خاطر خودارضايي داغون مي شم چيكار كنم راه نجات چيه؟
يكي از مشكلات و انحرافات بزرگي كه دامن گير بسياري از جوانان شده است، عادت بسيار ناپسند خودارضايي است. خوب الان نمي خواهيم اين انحراف اخلاقي و عملي را ريشه يابي كنيم. محيط امروزي جامعه براي پاك بودن چندان مناسب نيست. از طرفي ازدواج جوانان با مشكلات زيادي مواجه است و از طرف ديگر جو فرهنگي جامعه چندان خوب نيست و عوامل تحريك كننده مانند بد حجابي، ماهواره، اينترنيت و مانند آن فراوان است و از جانب سوم سطح آگاهي جوانان در حدي نيست كه بتوانند با ابزار علم و آگاهي و درايت و عقلانيت قوي سالهاي قبل از ازدواج خود را به گونه اي مديريت كنند، كه دچار اين بيماري و عادت خطرناك نشوند. براي كنترل شهوت و مديريت غريزه جنسي و مبارزه با اين عادت ناپسند، بايد عرض كنيم كه تنها راه درمان واقعي آن ازدواج است. كمكي كه اكنون از دست ما بر مي آيد دادن يك سري اطلاعات در زمينه گناه بودن, آثار و عواقب اين عمل نا شايست و روش هاي کنترل و درمان است. اين خود شما هستيد كه باعزمي راسخ به مبارزه با اين انحراف جنسي خواهيد پرداخت. اميد واريم به زودي وسايل ازدواج شما فراهم گردد و شما از اين نظر خاطرتان آسوده شود.

پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله وسلم در اين باره مى‏فرمايد: «ناكح الكف ملعون»؛: «ملعون است كسى كه خودارضايى كند».
خود ارضايي عنوان عامي است که بر مردان و زنان هر دو صادق است و به لحاظ ماهيت عمل, انحراف, حرمت و گناه بودن و آثار و عواقب, تفاوتي ميان مردان و زنان نيست, مگر اينکه به دلايل تفاوت فيزيولوژيکي ميان مردان و زنان و اينکه مني خاص مردان است و از زنان در حين ارگاسم رطوبتي خارج مي شود که در حکم مني است, ولي دقيقا مني نيست, نام آن در مردان استمنا, يعني طلب مني و در زنان استشها, به معني طلب شهوت است.

از این رو بود كه بر آن شدم تا مقاله زیر را در وبلاگ بگذارم كه قسمتی از نوشته های آن از "استاد مطهری" است .

امید است كه مفید واقع شود و بدان وسیله همگی از شهوت نجات یابیم.انشاالله

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/10/19ساعت 10:29  توسط alidn2005@aim.com  | 

ازدواج موقت

 

 

من بر خلاف بسياری از افراد ، از تشكيكات و ايجاد شبهه‏هائی كه در مسائل اسلامی ميشود با همه علاقه و اعتقادی كه باين دين دارم بهيچوجه‏ ناراحت نميشوم . بلكه در ته دلم خوشحال ميشوم . زيرا معتقدم و در عمر خود بتجربه مشاهده كرده‏ام كه اين آئين مقدس آسمانی در هر جبهه از جبهه ‏ها كه بيشتر مورد حمله و تعرض واقع شده ، با نيرومندی و سرفرازی و جلوه و رونق بيشتری آشكار شده است .

خاصيت حقيقت همين است كه شك و تشكيك بروشن شدن آن كمك ميكند ، شك ، مقدمه يقين ، و ترديد ، پلكان تحقيق است . در رساله زنده بيدار از رساله ميزان العمل غزالی نقل ميكند كه : " . . گفتار ما را فائده اين‏ بس باشد كه ترا در عقايد كهنه و موروثی بشك ميافكند . زيرا شك پايه‏ تحقيق است و كسی كه شك نميكند درست تأمل نميكند . و هر كه درست ننگرد خوب نمی‏بيند و چنين كسی در كوری و حيرانی بسر ميبرد " .

بگذاريد بگويند و بنويسند و سمينار بدهند و ايراد بگيرند ، تا آنكه‏ بدون آنكه خود بخواهند وسيله روشن شدن حقايق اسلامی گردند .

يكی از قوانين درخشان اسلام از ديدگاه مذهب جعفری كه مذهب رسمی كشور ماست اينست كه ازدواج به دو نحو ميتواند صورت بگيرد : دائم و موقت : ازدواج موقت و دائم در پاره‏ای از آثار با هم يكی هستند و در قسمتی‏ اختلاف دارند .

 

آنچه در درجه اول ، اين دو را از هم متمايز ميكند يكی‏ اينست كه زن و مرد تصميم ميگيرند بطور موقت با هم ازدواج كنند و پس از پايان مدت ، اگر مايل بودند تمديد كنند تمديد ميكنند و اگر مايل نبودند از هم جدا ميشوند . ديگر اينكه از لحاظ شرايط ، آزادی بيشتری دارند كه بطور دلخواه بهر نحو كه بخواهند پيمان می‏بندند . مثلا در ازدواج دائم خواه ناخواه مرد بايد عهده‏دار مخارج روزانه و لباس و مسكن و حتياجات ديگر زن از قبيل دارو و طبيب بشود ، ولی در ازدواج موقت بستگی دارد بقرارداد آزادی كه ميان‏ طرفين منعقد ميگردد . ممكن است مرد نخواهد يا نتواند متحمل اين مخارج‏ بشود ، يا زن نخواهد از پول مرد استفاده كند . در ازدواج دائم ، زن خواه ناخواه بايد مرد را بعنوان رئيس خانواده‏ بپذيرد و امر او را در حدود مصالح خانواده اطاعت كند . اما در ازدواج‏ موقت بسته بقراردادی است كه ميان آنها منعقد ميگردد . در ازدواج دائم ، زن و شوهر خواه ناخواه از يكديگر ارث ميبرند . اما در ازدواج موقت چنين نيست .

پس تفاوت اصلی و جوهری ازدواج موقت با ازدواج دائم در اينست كه‏ ازدواج موقت از لحاظ حدود و قيود " آزاد " است ، يعنی وابسته اراده‏ و قرارداد طرفين است . حتی موقت  بودن آن نيز در حقيقت نوعی آزادی بطرفين ميبخشد و زمان را در اختيار آنها قرار ميدهد .

در ازدواج دائم ، هيچكدام از زوجين بدون جلب رضايت ديگری حق ندارند از بچه‏دار شدن و توليد نسل جلوگيری كنند ، ولی در ازدواج موقت جلب‏ رضايت طرف ديگر ضرورت ندارد . در حقيقت اين نيز نوعی آزادی ديگر است‏ كه بزوجين داده شده است . اثری كه از اين ازدواج توليد می‏شود يعنی فرزندی كه بوجود می‏آيد با فرزند ناشی از ازدواج دائم هيچگونه تفاوتی ندارد . مهر ، هم در ازدواج دائم لازم است و هم در ازدواج موقت . با اين‏ تفاوت كه در ازدواج موقت ، عدم ذكر مهر موجب بطلان عقد است و در ازدواج دائم ، عقد باطل نيست . مهرالمثل تعيين ميشود . همانطوريكه در عقد دائم ، مادر و دختر زوجه بر زوج ، و پدر و پسر زوج‏ بر زوجه حرام و محرم ميگردند در عقد منقطع نيز چنين است و همانطوريكه‏ خواستگاری كردن زوجه دائم بر ديگران حرام است ، خواستگاری زوجه موقت‏ نيز بر ديگران نيز حرام است ، همانطوريكه زنای با زوجه دائم غير ، موجب‏ حرمت ابدی ميشود ، خواستگاری زوجه موقت نيز بر ديگران ابدی ميشود ، زنای با زوجه موقت نيز موجب حرمت ابدی ميشود . همانطور كه زوجه دائم‏ بعد از طلاق بايد مدتی عده نگهدارد ، زوجه موقت نيز بعد از تمام شدن مدت‏ يا بخشيدن آن بايد عده نگهدارد . با اين تفاوت كه عده زن دائم سه نوبت‏ عادت ماهانه است و عده زن غير دائم دو نوبت يا چهل و پنج روز . در ازدواج دائم جمع ميان دو خواهر جايز نيست ، در ازدواج موقت نيز روا نيست . اينست آنچيزی كه بنام ازدواج موقت يا نكاح منقطع در فقه شيعه آمده است و قانون مدنی ما نيز عين آنرا بيان كرده است . بديهی است كه ما طرفدار اين قانون با اين خصوصيات هستيم ، و اما اينكه مردم ما بنام اين قانون سوء استفاده‏هائی كرده و ميكنند ، ربطی‏ بقانون ندارد . لغو اين قانون ، جلوی آن سوء استفاده‏ها را نميگيرد بلكه‏ شكل آنها را عوض ميكند . بعلاوه صدها مفاسدی كه از خود لغو قانون‏ برميخيزد . ما نبايد آنجا كه انسانها را بايد اصلاح و آگاه كنيم بدليل عدم عرضه ولياقت در اصلاح انسانها مرتبا بجان مواد قانونی بيفتيم ، انسانها را تبرئه كنيم و قوانين را مسئول بدانيم .

اكنون ببينيم با بودن ازدواج دائم ، چه ضرورتی هست كه قانونی بنام قانون ازدواج موقت بوده باشد ، آيا ازدواج موقت بقول نويسندگان xxx با حيثيت انسانی زن و با روح اعلاميه حقوق بشر منافات دارد ؟ آيا ازدواج‏ موقت اگر هم لازم بوده است در دوران كهن لازم بوده است . اما زندگی و شرايط و اقتضای زمان حاضر با آن موافقت ندارد ؟

 

 

 

زندگی امروز و ازدواج موقت

 

 

چنانكه قبلا دانستيم ، ازدواج دائم مسئوليت و تكليف بيشتری برای زوجين‏ توليد ميكند ، بهمين دليل پسر يا دختری نميتوان يافت كه از اول بلوغ‏ طبيعی كه تحت فشار غريزه قرار ميگيرد آماده ازدواج دائم باشد . خاصيت‏ عصر جديد اين است كه فاصله بلوغ طبيعی را با بلوغ اجتماع و قدرت تشكيل‏ عائله زيادتر كرده است . اگر در دوران ساده قديم يك پسر بچه در سنين اوايل بلوغ طبيعی از عهده شغلی كه تا آخر عمر بعهده او گذاشته ميشد برميايد ، در دوران جديد ابدا امكان پذير نيست . يك پسر موفق در دوران‏ تحصيل كه دبستان و دبيرستان و دانشگاه را بدون تأخير و رد شدن در امتحان‏ آخر سال و يا در كنكور دانشگاه گذرانده باشد در 25 سالگی فارغ التحصيل‏ ميگردد و از اين ببعد ميتواند درآمدی داشته باشد . قطعا سه چهار سال هم‏ طول ميكشد تا بتواند سر و سامان مختصری برای خود تهيه كند و آماده ازدواج‏ دائم گردد . همچنين است يك دختر موفق كه دوران تحصيل را ميخواهند طی‏ كند .

 

جوان امروز و دوره بلوغ و بحران جنسی

 

 

شما اگر امروز يك پسر محصل هجده ساله را كه شور جنسی او باوج خود رسيده است ، تكليف بازدواج بكنيد بشما ميخندند . همچنين است يك دختر محصل شانزده ساله . عملا ممكن نيست اين طبقه در اين سن زير بار ازدواج‏ دائم بروند و مسئوليت يك زندگی را كه وظايف زيادی برای آنها نسبت‏ بيكديگر و نسبت بفرزندان آينده‏شان ايجاد ميكند بپذيرند .

 

كداميك ؟ رهبانيت موقت      يا       كمونيسم جنسی يا      ازدواج موقت ؟

 

 

از شما ميپرسم ، آيا با اين حال ، با طبيعت و غريزه چه رفتاری بكنيم ؟

آيا طبيعت حاضر است بخاطر اينكه وضع زندگی ما در دنيای امروز اجازه‏ نميدهد كه در سنين شانزده سالگی و هجده سالگی ازدواج كنيم ، دوران بلوغ‏ را بتأخير بيندازد و تا ما فارغ التحصيل نشده‏ايم ، غريزه جنسی از سر ما دست بردارد ؟

آيا جوانان حاضرند يكدوره " رهبانيت موقت " را طی كنند و خود را سخت تحت فشار و رياضت قرار دهند تا زمانيكه امكانات ازدواج دائم پيدا شود ؟ فرضا جوانی حاضر گردد رهبانيت موقت را بپذيرد آيا طبيعت حاضر است از ايجاد عوارض روانی سهمگين و خطرناكی كه‏ در اثر ممانعت از اعمال غريزه جنسی پيدا ميشود و روانكاوی امروز از روی‏ آنها پرده برداشته است صرفنظر كند ؟

دو راه بيشتر باقی نميماند ، يا اينكه جوانان را بحال خود رها كنيم و بروی خود نياوريم . بيك پسر بچه اجازه دهيم از صدها دختر كام برگيرد ، و به يك دختر اجازه دهيم با دهها پسر رابطه نامشروع داشته باشد و چندين بار سقط جنين كند . يعنی عملا كمونيسم جنسی را بپذيريم . و چون به پسر و دختر " متساويا " اجازه داده‏ايم ، روح اعلاميه حقوق بشر را از خود شاد كرده‏ايم ، زيرا روح اعلاميه حقوق بشر از نظر بسياری از كوته فكران اينست‏ كه زن و مرد اگر بناست بجهنم دره هم سقوط كنند دوش بدوش يكديگر و بازو ببازوی هم و بالاخره " متساويا " سقوط كنند .آيا اين چنين پسران و دخترانی با چنين روابط فراوان و بيحدی در دوران‏ تحصيل پس از ازدواج دائم ، مرد زندگی و زن خانواده خواهند بود ؟

راه دوم ، ازدواج موقت و آزاد است . ازدواج موقت در درجه اول زن را محدود ميكند كه در آن واحد زوجه دو نفر نباشد ، بديهی است كه محدود شدن‏ زن مستلزم محدود شدن مرد نيز خواه ناخواه هست . وقتی كه هر زنی بمرد معينی اختصاص پيدا كند قهرا هر مردی هم بزن معين اختصاص پيدا ميكند .

مگر آنكه از يكطرف عدد بيشتری باشند . بدين ترتيب پسر و دختر دوران‏ تحصيل خود را ميگذرانند بدون آنكه رهبانيت موقت و عوارض آنرا تحمل‏ كرده باشند و بدون آنكه در ورطه كمونيسم جنسی افتاده باشند .

 

ازدواج آزمايشی

 

 

اين ضرورت ، اختصاص بايام تحصيل ندارد ، در شرايط ديگر نيز پيش‏ ميايد . اصولا ممكن است زن و مردی كه خيال دارند با هم بطور دائم ازدواج‏ كنند و نتوانسته‏اند نسبت بيكديگر اطمينان كامل پيدا كنند بعنوان ازدواج‏ آزمايشی برای مدت موقتی با هم ازدواج كنند . اگر اطمينان كامل بيكديگر

پيدا كردند ادامه ميدهند و اگر نه از هم جدا ميشوند .

من از شما ميپرسم : اينكه اروپائيان وجود يك عده از زنان بدكار را در محل معين از هر شهری تحت نظر و مراقبت دولت لازم و ضروری ميدانند برای‏ چيست ؟ آيا جز اينست كه وجود مردان مجردی را كه قادر بازدواج دائم‏ نيستند خطر بزرگی برای خانواده‏ها بحساب می‏آورند .

 

راسل و نظريه ازدواج موقت

 

 

" برتراند راسل " فيلسوف معروف انگليسی در كتاب زناشوئی و اخلاق‏ ميگويد " . . . در واقع اگر درست بينديشيم ، پی ميبريم كه فواحش ، معصوميت كانون خانوادگی و پاكی زنان و دختران ما را حفظ ميكنند . هنگامی‏ كه اين عقيده را " لكی " در بحبوحه عصر " ويكتوريا " ابراز كرد اخلاقيون سخت آزرده شدند ، بی آنكه خود علت آنرا بدانند . اما هرگز نتوانستند خطای عقيده " لكی " را به ثبوت رسانند . زبان حال اخلاقيون‏ مزبور با تمام منطقشان اين است كه " اگر مردم از تعليمات ما پيروی‏ ميكردند ديگر فحشاء وجود نميداشت " اما ايشان بخوبی ميدانند كه كسی‏ توجه به حرفشان نميكند " . اينست فورمول فرنگی چاره‏جوئی خطر مردان و زنانی كه قادر بازدواج دائم‏ نيستند و آن بود فورمولی كه اسلام پيشنهاد كرده است . آيا اگر اين فرمول فرنگی بكار بسته شود و گروهی زن بدبخت‏ بايفای اين وظيفه اجتماعی . اختصاص داده شوند آنوقت زن بمقام واقعی و حيثيت انسانی خود رسيده است و روح اعلاميه حقوق بشر شاد شده است ؟

برتراند راسل رسما در كتاب خود فصلی تحت عنوان ازدواج تجربی باز كرده‏ است . وی ميگويد : " قاضی ليندزی ، كه ساليان متمادی مأمور دادگاه دنور بوده و در اين مقام فرصت مشاهده حقايق زيادی داشته پيشنهاد ميكند كه‏ ترتيبی بنام " ازدواج رفاقتی " داده شود . متأسفانه پست رسمی خود را ( در امريكا ) از دست داد . زيرا مشاهده شد كه او بيش از ايجاد حس‏ گناهكاری در فكر سعادت جوانان است . برای عزل او كاتوليكها و فرقه ضد سياه پوستان از بذل مساعی خودداری نكردند .

پيشنهاد ازدواج رفاقتی را يك محافظه كار خردمند كرده است و منظور از آن ايجاد ثباتی در روابط جنسی است . ليندزی متوجه شده كه اشكال اساسی در ازدواج ، فقدان پول است . ضرورت پول فقط از لحاظ اطفال احتمالی نيست ، بلكه از اين لحاظ است كه تأمين معيشت از جانب زن برازنده نيست . و به‏ اين ترتيب نتيجه ميگيرد كه جوانان بايد مبادرت بازدواج رفاقتی كنند كه‏ از سه لحاظ با ازدواج عادی متفاوت است : اولا منظور از ازدواج توليد نسل‏ نخواهد بود . ثانيا مادام كه زن جوان فرزندی نياورده و حامله نشده طلاق با رضايت طرفين ميسر خواهد بود . ثالثا زن در صورت طلاق مستحق كمك خرجی‏ برای خوراك خواهد بود . . . من هيچ ترديدی در مؤثر بودن پيشنهادات‏ ليندزی ندارم و اگر قانون آنرا ميپذيرفت تأثير زيادی در بهبود اخلاق‏ ميكرد " .

آنچه ليندزی و راسل آنرا ازدواج رفاقتی مينامند گرچه با ازدواج موقت‏ اسلامی اندك فرقی دارد ، اما حكايت ميكند كه متفكرانی مانند ليندزی و راسل باين نكته پی برده‏اند كه تنها ازدواج دائم و عادی وافی بهمه احتياجات اجتماع نيست .

مشخصات قانون ازدواج موقت و ضرورت وجود آن را عدم كفايت ازدواج‏ دائم بتنهائی برای رفع احتياجات بشری بالاخص در عصر حاضر مورد بررسی‏ قرار گرفت . اكنون ميخواهيم باصطلاح آنطرف سكه را مطالعه كنيم . ببينيم‏ ازدواج موقت چه زيانهائی ممكن است در برداشته باشد . مقدمه ميخواهم‏

 

مطلبی را تذكر دهم :

در ميان تمام موضوعات و مسائل و زمينه‏های اظهار نظر كه برای بشر وجود داشته و دارد هيچ موضوع و زمينه‏ای باندازه بحث در تاريخ علوم و عقائد و سنن و رسوم و آداب بشری گنگ و پيچيده نيست . و بهمين جهت در هيچ موضوعی بشر باندازه اين موضوعات ، ياوه نبافته‏ است و اتفاقا در هيچ موضوعی هم باندازه اين موضوعات شهوت اظهار نظر نداشته است .

 

از باب مثال اگر كسی اطلاعاتی در فلسفه و عرفان و تصوف و كلام اسلامی‏ داشته باشد و آنگاه پاره‏ای از نوشته‏های امروز را كه غالبا اقتباس از خارجيها و يا عين گفته‏های آنها است خوانده باشد ميفهمد كه من چه ميگويم‏ . مثل اينست كه مستشرقين و اتباع و اذنابشان ، برای اظهار نظر در اينگونه مسائل همه چيز را لازم ميدانند مگر اينكه خود آنمسائل را عميقا بفهمند و بشناسند .

مثلا در اطراف مسئله‏ای كه در عرفان اسلامی بنام " وحدت وجود " معروف‏ است ، چه حرفها كه زده نشده است ، فقط جای يك چيز خالی است و آن‏ اينكه وحدت وجود چيست و قهرمانان آن در عرفان اسلامی از قبيل محی الدين‏ عربی و صدرالمتالهين شيرازی چه تصوری از وحدت وجود داشته‏اند ؟

من وقتی كه برخی اظهار نظرهای مندرج در چند شماره مجله xxx را درباره نكاح منقطع خواندم بی اختيار بياد مسئله وحدت‏ وجود افتادم . ديدم همه حرفها بميان آمده است جز همان چيزی كه روح اين‏ قانون را تشكيل ميدهد و منظور قانون‏گذار بوده است . البته اين قانون چون يك " ميراث شرقی " است ، اين اندازه مورد بی‏ مهری است و اگر يك " تحفه غربی " بود اينطور نبود .

قطعا اگر اين قانون از مغرب زمين آمده بود ، امروز كنفرانسها و سمينارها داده ميشد كه منحصر كردن ازدواج به ازدواج دائم با شرائط نيمه‏ دوم قرن بيستم تطبيق نميكند ، نسل امروز زير بار اينهمه قيود ازدواج دائم‏ نميرود ، نسل امروز ميخواهد آزاد باشد و آزاد زندگی كند و جز زير بار ازدواج آزاد كه همه قيود و حدودش را شخصا انتخاب و اختيار كرده باشد نميرود . . .

و بهمين دليل اكنون كه اين زمزمه از غرب بلند شده و كسانی امثال " برتراند راسل " مسئله‏ای تحت عنوان " ازدواج رفاقتی " پيشنهاد ميكنند پيش بينی می‏شود كه بيش از آن اندازه كه اسلام خواسته استقبال شود و ازدواج دائم را پشت سر بگذارد و ما در آينده مجبور بشويم از ازدواج دائم‏ دفاع و تبليغ كنيم .

 

معايب و مفاسدی كه برای نكاح منقطع ذكر شده از اين قرار است :

 

1 - ازدواج موقت از طرف زنان و دختران ايرانی كه شيعه مذهب ميباشند استقبال نشده است و آنرا نوعی تحقير برای خود دانسته‏اند ، پس افكار عمومی خود مردم شيعه نيز آنرا طرد ميكند . جواب اينست كه اولا منفوريت متعه در ميان زنان ، مولود سوء استفاده‏هائی است كه مردان هوسران در اين زمينه كرده‏اند و قانون بايد جلو آنها را بگيرد و ما درباره اين سوء استفاده‏ها بحث خواهيم كرد . ثانيا    انتظار اينكه ازدواج موقت باندازه ازدواج دائم استقبال شود در صورتيكه‏ فلسفه ازدواج موقت ، عدم آمادگی يا عدم امكان طرفين با يكطرف برای‏ ازدواج دائم است انتظار بيجا و غلطی است .

 

2 - نكاح منقطع . بر خلاف حيثيت و احترام زن است ، زيرا نوعی كرايه‏ دادن آدم و جواز شرعی آدم فروشی است . خلاف حيثيت انسانی زن است كه در مقابل وجهی كه از مردی ميگيرد وجود خود را در اختيار او قرار دهد . اين ايراد از همه عجيب‏تر است . اولا ازدواج موقت با مشخصاتيكه در

مقاله پيش گفتيم چه ربطی باجاره و كرايه دارد و  آيا محدوديت مدت ازدواج موجب ميشود كه از صورت ازدواج خارج و شكل‏ اجاره و كرايه بخود بگيرد ؟ . آيا چون حتما بايد مهر معين و قطعی داشته‏ باشد كرايه و اجاره است ؟ كه اگر بدون مهر بود و مرد چيزی نثار زن نكرد ، زن حيثيت انسان خود را باز يافته است ؟ ما درباره مسئله مهر جداگانه‏ بحث خواهيم كرد . از قضا فقها تصريح كرده‏اند و قانون مدنی نيز بر همان اساس مواد خود را تنظيم كرده است كه ازدواج موقت و ازدواج دائم از لحاظ ماهيت قرارداد هيچگونه تفاوتی با هم ندارند و نبايد داشته باشند . هر دو ازدواجند و هر

دو بايد با الفاظ مخصوص ازدواج صورت بگيرند و اگر نكاح منقطع را با صيغه‏های مخصوص اجاره و كرايه بخوانند باطل است . ثانيا از كی و چه تاريخی كرايه آدم منسوخ شده است ؟ تمام خياطها و باربرها تمام پزشكها و كارشناسها ، تمام كارمندان دولت از نخست وزير گرفته تا كارمند دون رتبه ، تمام كارگران كارخانه‏ها آدمهای كرايه‏ای هستند . ثالثا زنی كه به اختيار و اراده خود با مرد بخصوصی عقد ازدواج موقت‏ می‏بندد آدم كرايه‏ای نيست و كاری بر خلاف حيثيت و شرافت انسانی نكرده‏ است ، اگر ميخواهيد زن كرايه‏ای را بشناسيد ، اگر ميخواهيد بردگی زنرا ببينيد باروپا و امريكا سفر كنيد و سری بكمپانيهای فيلمبرداری بزنيد تا ببينيد زن كرايه‏ای يعنی چه ؟ ببينيد چگونه كمپانيهای مزبور حركات زن ، ژستهای زن ، اطوار زنانه زن ، هنرهای جنسی زن را بمعرض فروش ميگذارند .

بليطهائی كه شما برای سينماها و تاترهای ميخريد در حقيقت اجاره بهای‏ زنهای كرايه‏ای را ميپردازيد . ببينيد در آنجا زن بدبخت برای اينكه پولی‏ بگيرد تن به چه كارهائی ميدهد ؟ مدتها تحت نظر متخصصان كار آزموده و شريف بايد رموز تحريكات جنسی را بياموزد ، بدن و روح و شخصيت خود را در اختيار يك مؤسسه پول درآوری قرار دهد برای اينكه مشتريان بيشتری برای آن مؤسسه‏ پيدا كند .

سری به كاباره‏ها و هتلها بزنيد ببينيد زن چه شرافتی بدست آورده است و برای اينكه مزد ناچيزی بگيرد و جيب فلان پولدار را پرتر كند چگونه بايد همه حيثيت و شرافت خود را در اختيار مهمانان قرار دهد . زن كرايه‏ای آن مانكن‏ها هستند كه اجير و مزدور فروشندگيهای بزرگ می‏شوند و شرف و عزت خود را وسيله پيشرفت و توسعه حرص و آز آنها قرار ميدهند .

زن كرايه‏ای آن زنی است كه برای جلب مشتری برای يك مؤسسه اقتصادی با هزاران اطوار كه اغلب آنها تصنعی و بخاطر انجام وظيفه مزدوری است روی‏ صفحه تلويزيون ظاهر ميشود و بنفع يك كالای تجارتی تبليغ ميكند . كيست كه نداند امروز در مغرب زمين زيبائی زن ، جاذبه جنسی زن ، آواز زن ، هنر و ابتكار زن ، روح و بدن زن و بالاخره شخصيت زن ، وسيله تحقير و ناچيزی در خدمت سرمايه‏داری اروپا و امريكا است ؟ و متأسفانه شما دانسته‏ يا ندانسته زن شريف و نجيب ايرانی را بسوی اينچنين اسارتی ميكشانيد . من نميدانم چرا اگر زنی با شرائط آزاد با يك مرد بطور موقت ازدواج كند زن كرايه‏ای محسوب ميشود . اما اگر زنی در يك عروسی يا شب‏نشينی در مقابل چشمان حريص هزار مرد و برای ارضاء تمايلات جنسی آنها حنجره خود را پاره كند و هزار و يك نوع معلق بزند تا مزد معينی دريافت دارد زن‏ كرايه‏ای محسوب نميشود ؟

آيا اسلام كه جلو مردان را از اينگونه بهره‏برداری‏ها از زن گرفته است و خود زن را باين اسارت آگاه و او را از تن دادن به آن و ارتزاق از آن منع‏ كرده است مقام زن را پائين آورده است يا اروپای نيمه دوم قرن بيستم ؟

اگر روزی زن بدرستی آگاه و بيدار شود و دامهائی كه مرد قرن بيستم در سر راه او گذاشته و مخفی كرده بشناسد ، عليه تمام اين فريب‏ها قيام خواهد كرد و آنوقت تصديق خواهد كرد يگانه پناهگاه و حامی جدی و راستگوی او قرآن است و البته چنين روزی دور نيست . مجله xxx در شماره 87 صفحه 8 رپورتاژی از زنی بنام مرضيه و مردی‏ بنام رضا تحت عنوان " زن كرايه‏ای " تهيه كرده است و بدبختی زن‏ بيچاره‏ای را شرح داده است . اين داستان طبق اظهارات رضا از خواستگاری زن آغاز شده . يعنی برای‏ اولين بار از فورمول 40 پيشنهاد پيروی شده است و زن بخواستگاری مرد رفته‏ است . بديهی است داستانی كه از خواستگاری زن از مرد آغاز گردد پايانی‏ بهتر از آن نميتواند داشته باشد . اما طبق اظهارات مرضيه مردی هوسران و قسی القلب ، زنی را بعنوان‏ اينكه ميخواهد او را زوجه دائم خود قرار دهد و از او و فرزندان او حمايت‏ و سرپرستی كند اغفال كرده و بدون آنكه زن بدبخت خواسته باشد او را بنام‏ اينكه صيغه كرده است مورد كامجوئی و سپس بی اعتنائی قرار داده است . اگر اين اظهارات صحيح باشد ، عقدی است باطل . مردی قسی ، زنی بی خبر و بی اطلاع از قانون شرعی و عرفی را مورد تجاوز قرار داده و بايد مجازات‏ شود . قبل از اينكه امثال رضاها مجازات شوند ، بايد تربيت شوند و قبل از آنكه رضاها مجازات يا تربيت شوند بايد مرضيه‏ها آگاهانيده شوند . جنايتی كه از قساوت مردی و بيخبری و غفلت زنی سرچشمه گرفته است چه‏ ربطی به قانون دارد كه مجله xxx قيافه حق بجانب به رضا ميدهد و بعد نيز تيغ خود را متوجه قانون ميكند . آيا اگر قانون ازدواج موقت نميبود ، رضای قسی القلب مرضيه غافل و بی‏خبر را آرام ميگذاشت ؟

چرا از زير بار تربيت و آگاهانيدن زن و مرد شانه خالی ميكنيد ، حقوق و وظايف شرعی زن و مرد را كتمان ميكنيد و زنان بيچاره را اغفال كرده يگانه‏ قانون حامی و راستگوی زن را دشمن او معرفی ميكنيد و با دست خود او ميخواهيد يگانه پناهگاه او را بكوبيد ؟

نكاح منقطع و تعدد زوجات

3 - نكاح منقطع ، چون بهرحال نوعی اجازه تعدد زوجات است و تعدد زوجات محكوم است پس نكاح منقطع محكوم است . راجع باينكه نكاح منقطع برای چه گونه افرادی تشريع شده در دنباله همين‏

مبحث و راجع به خود تعدد زوجات بياری خدا جداگانه و مفصل بحث خواهيم‏ كرد .

 

 

انتقادات

نويسنده چهل پيشنهاد ، در شماره 87 مجله xxx نكاح منقطع را مورد نقد قرار داده است .

اولا ميگويد : " موضوع قانون نكاح يا ازدواج منقطع طوری ناراحت كننده‏ است كه حتی نويسندگان قانون ازدواج نتوانسته‏اند در خصوص آن شرح و تفصيل‏ بدهند . مثل اينكه از كار خودشان ناراضی بوده‏اند كه فقط برای حفظ ظاهر ، بموجب مواد 1075 - 1076 - 1077 الفاظ و عباراتی سر هم بندی كرده گذشته‏اند . تنظيم كنندگان مواد قانونی مربوط به نكاح منقطع ( متعه ) طوری از كار خودشان ناراضی بوده‏اند كه اساسا عقد مزبور را تعريف نكرده‏اند و تشريفات‏ و شرايط آنرا توضيح نداده‏اند . . . " سپس آقای نويسنده خودشان اين نقص قانون مدنی را جبران ميكنند و نكاح‏ منقطع را تعريف ميكنند و ميگويند " نكاح مزبور عبارت است از اينكه زن‏ مجرد در برابر اخذ اجرت و دستمزد معين و مشخص در مدت و زمانی معلوم و معين ولو چند ساعت و يا چند دقيقه خودش را برای قضای شهوت و تمتع و اجرای اعمال جنسی در اختيار مرد ميگذارد " .

آنگاه ميگويند : " برای ايجاب و قبول عقد نكاح مزبور در كتب فقه‏ شيعه الفاظ عربی مخصوص ذكر شده است كه قانون مدنی به آنها اشاره و توجه‏ نكرده و مثل اينكه از نظر قانون گذار بهر لفظی كه دلالت بر مقصود بالا ( يعنی مفهوم اجاره و دستمزد گرفتن ) نمايد ولو غير عربی هم باشد واقع‏ ميشود " .

از نظر آقای نويسنده :

الف - قانون مدنی ، نكاح منقطع را تعريف نكرده و شرايط آنرا توضيح‏

نداده است .

ب - ماهيت نكاح منقطع اينست كه زن خود را در مقابل دستمزد معينی‏

بمردی اجاره ميدهد .

ج - از نظر قانون مدنی ، هر لفظی كه دلالت بر مفهوم مورد اجاره واقع‏

شدن زن بكند برای ايجاب و قبول نكاح منقطع كافی است .

 

در قانون مدنی ، فصل ششم از كتاب نكاح ، مخصوص نكاح منقطع است و سه‏ جمله ساده هم بيش نيست . اول اينكه نكاح وقتی منقطع است كه برای مدت‏ معينی واقع شده باشد .

دوم اينكه مدت نكاح منقطع بايد كاملا معين شود ، سوم اينكه احكام مربوط به مهر و ارث در نكاح منقطع همان است كه در فصلهای مربوط به مهر و ارث‏ گفته شده است .نويسنده محترم چهل پيشنهاد خيال كرده است كه آنچه از اول كتاب نكاح‏ در پنج فصل گفته شده است همه مربوط به نكاح دائم است و تنها اين سه‏ ماده به نكاح منقطع مربوط است . غافل از اينكه تمام مواد آن پنج فصل جز آنجا كه تصريح شده است مانند ماده 1069 و يا آنچه مربوط بطلاق است ، مشترك است ميان نكاح دائم و منقطع مثلا ماده 1062 كه ميگويد : " نكاح‏ واقع ميشود بايجاب و قبول بالفاظيكه صريحا دلالت بر قصد ازدواج نمايد " مخصوص نكاح دائم نيست ، بهر دو نكاح مربوط است . شرائطی كه برای عاقد

يا عقد يا زوجين ذكر كرده است نيز مربوط بهر دو نكاح است . اگر قانون‏ مدنی نكاح منقطع را تعريف نكرده است برای اينست كه نيازی به تعريف‏ نداشته است . همچنانكه نكاح دائم را نيز تعريف نكرده است و مستغنی از تعريف دانسته است . قانون مدنی هر لفظ صريحی كه دلالت بر ازدواج و وقوع‏ زوجيت بكند برای عقد كافی دانسته است خواه در نكاح دائم ، خواه در نكاح‏ منقطع . ولی اگر لفظی مفهوم ديگری غير از زوجيت داشته باشد از قبيل‏ معاوضه و داد و ستد و اجاره و كرايه برای صحت عقد نكاح چه دائم و چه‏ منقطع كافی نيست .

 

 

منع خليفه از ازدواج موقت

 

 

ازدواج موقت از مختصات فقه جعفری است ، ساير رشته‏های فقهی اسلامی‏ آنرا مجاز نميشمارند . من بهيچوجه مايل نيستم وارد نزاع اسلام برانداز شيعه و سنی بشوم . در اينجا فقط اشاره‏ مختصری به تاريخچه اين مسئله ميكنم .

مسلمانان اتفاق و اجماع دارند كه در صدر اسلام ازدواج موقت مجاز بوده‏ است و رسول اكرم در برخی از سفرها كه بانها اجازه ازدواج موقت ميداده‏ است . و همچنين مورد اتفاق مسلمانان از همسران خود دور ميافتادند و در ناراحتی بسر ميبردند به آنها اجازه ازدواج موقت ميداده است . و همچنين‏ مورد اتفاق مسلمانان است كه خليفه دوم در زمان خلافت خود نكاح منقطع را تحريم كرد . خليفه دوم در عبارت معروف و مشهور خود چنين گفت : " دو چيز در زمان پيغمبر روا بود من امروز آنها را ممنوع اعلام ميكنم و مرتكب‏ آنها را مجازات مينمايم : متعه زنها و متعه حج " .

گروهی از اهل تسنن عقيده دارند كه نكاح منقطع را پيغمبر اكرم خودش در اواخر عمر ممنوع كرده بود و منع خليفه در واقع اعلام ممنوعيت آن از طرف‏ پيغمبر اكرم بوده است . ولی چنانكه ميدانيم عبارتی كه از خود خليفه‏ رسيده است خلاف اين مطلب را بيان ميكند . توجيه صحيح اين مطلب همان است كه علامه كاشف الغطاء بيان كرده‏اند . خليفه از آنجهت بخود حق داد اين موضوع را قدغن كند كه تصور ميكرد اين‏ مسئله داخل در حوزه اختيارات ولی امر مسلمين است هر حاكم و ولی امری‏

ميتواند از اختيارات خود بحسب مقتضای عصر و زمان در اين گونه امور استفاده كند .

بعبارت ديگر نهی خليفه نهی سياسی بود نه نهی شرعی و قانونی ، طبق آنچه‏ از تاريخ استفاده ميشود ، خليفه در دوره زعامت ، نگرانی خود را از پراكنده شدن صحابه در اقطار كشور تازه وسعت يافته اسلامی و اختلاط با ملل‏ تازه مسلمان پنهان نميكرد ، تا زنده بود مانع پراكنده شدن آنها از مدينه‏

بود ، بطريق اولی از امتزاج خونی آنها با تازه مسلمانان قبل از آنكه‏ تربيت اسلامی عميقا در آنها اثر كند ناراضی بود و آنرا خطری برای نسل آينده‏ بشمار می‏آورد ، و بديهی است كه اين علت امر موقتی بيش نبود . و علت‏ اين كه مسلمين آنوقت زير بار اين تحريم خليفه رفتند اين بود كه فرمان‏

خليفه را بعنوان يك مصلحت سياسی و موقتی تلقی كردند نه بعنوان يك‏ قانون دائم . والا ممكن نبود خليفه وقت بگويد پيغمبر چنان دستور داده‏ است و من چنين دستور ميدهم و مردم هم سخن او را بپذيرند .

ولی بعدها در اثر جريانات بخصوصی " سيره " خلفای پيشين ، بالاخص دو خليفه اول يك برنامه ثابت تلقی شد و كار تعصب ، به آنجا كشيد كه شكل‏ يك قانون اصلی بخود گرفت . لهذا ايرادی كه در اينجا بر برادران اهل‏ سنت ما وارد است بيش از آن است كه بر خود خليفه وارد است . خليفه‏ بعنوان يك نهی سياسی و موقت ( نظير تحريم تنباكو در قرن ما ) نكاح‏ منقطع را تحريم كرد . ديگران نميبايست به آن شكل ابديت بدهند . بديهی است كه نظريه علامه كاشف الغطاء ناظر بدين نيست كه آيا دخالت‏ خليفه از اصل صحيح بود يا نبود ؟ و هم ناظر بدين نيست كه آيا مسأله‏ ازدواج موقت جزء مسائلی است كه ولی شرعی مسلمين می‏تواند ولو برای مدت‏ موقت قدغن كند يا نه ؟ بلكه صرفا ناظر بدين جهت است كه آنچه در آغاز صورت گرفت با اين نام و اين عنوان بود و به همين جهت مواجه با عكس‏ العمل مخالف از طرف عموم مسلمين نگرديد . بهر حال نفوذ و شخصيت خليفه و تعصب مردم در پيروی از سيرت و روش‏ كشور داری او سبب شد كه اين قانون در محاق نسيان و فراموشی قرار گيرد و اين سنت كه مكمل ازدواج دائم است و تعطيل آن ناراحتيها بوجود می‏آورد برای هميشه متروك بماند .

اينجا بود كه ائمه اطهار كه پاسداران دين مبين هستند بخاطر اينكه اين سنت اسلامی ، متروك و فراموش نشود آنرا ترغيب و تشويق‏ فراوان كردند .

 امام جعفر صادق ( ع ) ميفرمود يكی از موضوعاتی كه من هرگز در بيان آن تقيه نخواهم كرد موضوع مُتعه است .

 

و اينجا بود كه يك مصلحت و حكمت ثانوی با حكمت اولی تشريع نكاح‏ منقطع توأم شد و آن كوشش در احياء يك " سنت متروكه " است . بنظر اين بنده آنجا كه ائمه اطهار مردان زن دار را از اين كار منع كرده اند به اعتبار حكمت اولی اين قانون است واسته‏اند بگويند اين قانون برای‏ مردانی كه احتياجی ندارند وضع نشده است .

همچنان كه امام كاظم عليه‏ السلام به علی بن يقطين فرمود : " تو را با نكاح متعه چه كار و حال آنكه خداوند تو را از آن بی نياز كرده است " .

و به ديگری فرمود : " اين كار برای كسی روا است كه خداوند او را با داشتن همسری از اينكار بی نياز نكرده است . و اما كسی كه دارای همسر است ، فقط هنگامی‏ ميتواند دست باين كار بزند كه دسترسی بهمسر خود نداشته باشد " . و اما آنجا كه عموم افراد را ترغيب و تشويق كرده‏اند بخاطر حكمت ثانوی‏ آن يعنی " احياء سنت متروكه " بوده است . زيرا تنها ترغيب و تشويق‏ نيازمندان برای احياء اين سنت متروكه كافی نبوده است . اين مطلب را بطور وضوح از اخبار و روايات شيعه ميتوان استفاده كرد . بهر حال آنچه مسلم است اين است كه هرگز منظور و مقصود قانون گذار اول‏

از وضع و تشريع اين قانون و منظور ائمه اطهار از ترغيب و تشويق به آن اين نبوده است كه وسيله هوسرانی و هواپرستی و حرمسرا سازی برای حيوان صفتان و يا وسيله بيچارگی برای عده‏ای‏ زنان اغفال شده و فرزندان بی سرپرست فراهم كنند .

 

از سخنان بسيار پر ارزش اميرالمؤمنين اينست كه :

- " اگر عمر سبقت نمی‏جست و متعه را تحريم نميكرد ، احدی جز افراديكه‏ سرشت‏شان منحرف است زنا نميكرد " .

يعنی اگر متعه تحريم نشده بود هيچكس از نظر غريزه اجبار بزنا پيدا نميكرد . تنها كسانی مرتكب اين عمل ميشدند كه همواره عمل خلاف قانون را بر عمل قانونی ترجيح ميدهند .

ثانيا معنی عبارت بالا اين است :

" هرگاه بدانم شخص زن داری متعه كرده است او را سنگسار می‏كنم " .

عليهذا مقصود روايت اينست كه افراد زن‏دار حق ندارند نكاح منقطع كنند ! و اگر مقصود اين بود كه هيچكس حق ندارد متعه بگيرد قيد " و هو محصن‏ " لغو بود . پس اين روايت اگر اصلی داشته باشد آن نظر را تأكيد ميكند كه ميگويد : " قانون متعه برای مردمان نيازمند به زن يعنی افراد مجرد يا افرادی كه‏ همسرانشان نزدشان نيستند تشريع شده است " پس اين روايت دليل بر جواز ازدواج موقت است نه دليل بر حرمت آن .

 

*******************************************************

JellyMuffin.com - The place for profile layouts, flash generators, glitter graphics, backgrounds and codes
*

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/10/17ساعت 15:23  توسط alidn2005@aim.com  | 

چه كسانی باب ازدواج موقت را در كشور بسته اند

غریزه جنسی یکی از نیرومندترین و در عین حال اصیل ترین غرایزی است که در صورت عدم کنترل ، قادر است تمام غرایز دیگر انسانی را تحت الشعاع خویش قرار داده و کمالات انسانی را تا مرحله حزین حیوانی نزول دهد.این حقیقت قابل انکار نیست که غرایز جنسی را نمی توان معدوم ساخت و در صورت فرض بر توانایی از بین بردن غرایز طبیعی و اضمحلال قوای جنسی این عمل را بایستی به عنوان مبارزه علنی با قانون خلقت و آفرینش تلقی نمود و نفس قبول وجود غرایز طبیعی در انسان و اینکه هدایت بشر به سوی کمالات انسانی از اهداف خلقت احدی می باشد وا می دارد تا غرایز طبیعی کنترل گردیده و به صورت صحیحی به تحریکات و عکس العمل های آن پاسخ گفته شود تا اشباع آن متوجه طرق انحرافی نشده و در مسیر درست عقلانی به دور از آسیبهای جنسی و روابط نا مشروع قرار گیرد .
ازدواج قانونی بهترین روش برای هدایت غرایز ذاتی و فطری در انسان می باشد که با توجه به مسئولیت و محدودیت دائمی که ازدواج دائمی برای زوجین ایجاد می نماید و با عنایت به اینکه در وضعیت فعلی به دلیل طولانی شدن دوران تحصیلات و مشکلات ناشی از افزایش جمعیت ، رکود اقتصادی و بی کاری حاصل از آن سن ازدواج بالا رفته است و کمتر جوانی قادر است در حساسترین دوران فعالیت غریزه جنسی و بحرانی ترین دوره غرور جنسی ، دست به ازدواج دائمی بزنند و در پاره ای از زمانها ، مکانها و شرایط مختلف برای برخی ازدواج دائمی میسر نبوده و غیر ممکن می نماید مانند زندگی های موقت و طولانی در خارج از وطن برای نظامیان ، دانشجویان ، طلاب ، بازرگانان و کارمندان در مأموریتهای طولانی و بیشتر جوانانی که تا زمان یافتن شغلی مناسب قادر به ازدواج دائمی نمی باشند نوعی زناشوئی موقت در اسلام به نام متعه توصیه گردیده است چنانکه در آیه سوره 24 سوره نساء صراحتاً بدان اشاره شده و مرویست امام محمد باقر (ع) در پاسخ به سوال عبدالله ابن عمیر در مورد متعه فرمودند:« خداوند آن را در قرآن و بر زبان پیامبرش حلال کرده است و آن تا روز قیامت حلال می باشد »(1)
سوالی كه ممكن است برای برخی پیش آید اینست كه فلسفه ازدواج موقت چیست؟ بـررسـى و مـطالعه اى دقیق در اطراف مسائل حقوقى اسلام ، این حقیقت را روشن مى سازد که قوانین اسلام بر پایه نیازمندیهاى انسان در تمام شوون مختلف زندگى وضع شده است و تناسب مستقیم با احتیاجات بشر دارد.احـکـام درخشان اسلام در عین اصالت و درستى، جوابگوى خواسته هاى طبیعى و فطرى بشردر ادوار زندگى است .
امـا چـون ازدواج دائم در عـیـن حال که در جلوگیرى ازآلودگیها و نگهدارى عفت انسان نقش موثرى به عهده دارد در تمام شرایط نمى تواندپاسخگوى تمایلات جنسى انسان باشد .از ایـن رو در اسلام قانون ازدواج موقت تشریع شده است تا با استفاده از آن به خواسته هاى جنسى در تمام شرایط پاسخ مثبت داده شود .
عبداللّه بن مسعود مى گوید : در یکى از جنگها هـمـراه پیغمبر (ص ) بودیم و چون زنان همراه ما نبودند و از جهت غریزه جنسى در فشار بودیم از آن گـرامى پرسیدیم آیا براى ما جایز است کارى کنیم که غریزه جنسى در وجود ما به کلى از بین برود ؟آن حضرت ما را از این کار بازداشت و اجـازه داد کـه ازدواج موقت کنیم وآیه یا ایها الذین آمنوا لا تحرموا طیبات ما احل اللّه لـکـم و لا تـعـتـدواان اللّه لا یـحـب المعتدین یعنى : اى گرویدگان به اسلام کارهاى پـاکـیـزه اى کـه خـدا بـراى شـمـا حـلال کـرده بـر خـودحـرام نـکـنید و تجاوز ننمایید که خدا تجاوزکنندگان را دوست نمى دارد .
متأسفانه در طول تاریخ این سنت نبوی چندان جدی گرفته نشده و عدم لحاظ آن انحرافات و آلودگی های خفیه ای را در زندگی اجتمائی سبب ساز گردیده است چنانچه امیر مومنان علی (ع) کراراً می فرمودند : « اگر عمر بن الخطاب از ازدواج موقت موقت نهی نمی کرد هیچکس جز افراد فاسد آلوده به زنا نمی شدند »(2)
با نگاهی به شیوه زندگی و قوانین کشورهای غربی چنین به نظر می رسد که جوانان این گونه از کشورها که در سالهای بلوغ و بحرانی فعالیتهای جنسی قرار دارند و در عین حال شرایطی که ذکر گردید آنها را نیز شامل می گردد دو راه در پیش روی خود دارند یکی اینکه به کلیسا بروند و در آن کشیش یا راهبه شوند و با ریاضت ، رهبانیت و خوردن داروهای بخصوص با غرایز جنسی خود مبارزه کنند و یا با آزادی عمل پذیرفته شده در غرب تحت عنوان آزادی جنسی بین دختر و پسر و نیز همجنس بازی همراهی نموده و غرایز شهوانی خویش را از این طریق ارضاء و اشباع نمایند . ولی اسلام نه مبارزه با غرایز جنسی را می پذیرد و نه به هرج و مرج و فساد بشر رضا می دهد و از آنجائیکه اسلام دین اعتدال و میانه روی بوده و افراط و تفریط را در هیچیک از اشکال آن نمی تابد لذا ازدواج موقت را به عنوان یکی از سنتهای نیکو و بازدارنده قرار داده تا جوانان را از انحراف و فساد بازداشته و جسم و روحشان را آرامش بخشد و از این طریق جوان بتواند با آسودگی خاطر دوران تحصیلی خود را با موفقیت به پایان برساند.
این سنت حسنه اسلام از دوران رنسانس به بعد مورد توجه غربیان نیز قرار گرفته و توانسته است توجه بیشتر دانشمندان و اندیشمندان غربی را به سوی خود جلب کند چنانكه برتراند راسل فیلسوف شهیر انگلیسی ،ازدواج موقت را تحت عنوان « زناشوئی آزمایشی »(3) و « زناشویی دوستانه » معرفی کرده و شرایطی را که برای آن شمرده است با ویژگی های متعه در اسلام مشابهت های عدیده ای دارد آنجائیکه می گوید : « اینگونه از جوانان باید قادر باشند در یک زناشویی جدید وارد شوند که با زناشوئی های معمولی از سه جهت تفاوت دارد ، نخست اینکه طرفین قصد بچه دار شدن نداشته باشند ، از این رو باید بهترین طرق پیشگیری از بارداری را به آنها بیاموزند ، دیگر اینکه جدایی آنها به آسانی صورت پذیرفته و سوم اینکه پس از طلاق ، زن هیچگونه حق نفقه نداشته باشد ». راسل بعد از ذکر این پیشنهاد می گوید : « من تصور می کنم اگر چنین امری به تصویب قانونی برسد گروه کثیری از جوانان از جمله دانشجویان دانشگاهها تن به ازدواج موقت بدهند و در یک زندگی مشترک موقتی پای بگذارند ، زندگی که متضمن آزادی است و رها از بسیاری از نابسامانی ها و روابط جنسی پر هرج و مرج فعلی می باشد»(4). چنانچه گفته شد طرح پیشنهادی راسل شباهتهای زیادی با سنت متعه دارد سنتی که یکی از علمای اهل تسنن وجود آن را یکی از افتخارات مکتب تشیع می شمرد ولی متأسفانه چنانچه در مطلع سخن نیز یادآوری گردید این سنت در طول زمانهای مختلف مورد کم لطفی و بی توجهی و گاه مورد تعرض و مخالفت برخی ناآگاهان به امور فقهی و دینی قرار گرفته است چنانچه برخی بدون توجه به محتوا ، نفس عمل و حکمتهای خفی در ورای آن به اظهار نظرهای مختلف پرداخته و فهم ها و استنباط های گوناگونی را در جامعه برانگیخته اند. متاسفانه عده ای تمامی جوانب مسئله را درنظر نمی گیرند و بدون توجه به مصالح امت اسلامی راضی می شوند تا جوانان در گناه و بى عفتیها فرو روند اما اجازه نمى دهند که از قانون عـالـى ازدواج مـوقـت اسـتـفاده کنند به یقین قضاوتهاى بیجاو ایرادهایى هم که کرده اند از آنجا سـرچـشـمه مى گیرد که این مساله مهم ( ازدواج موقت ) را از دیدگاه مذهب مطالعه ننموده و آنچنانکه باید و شاید از نظر حقوق واجتماعى آنرا ارزیابى نکرده اند . در مقابل افرادی نیز بوده اند که با طرح و بحث این مقوله به حمایت از آن بر خواسته اند که به عنوان مثال می توان ازآیت الله هاشمی رفسنجانی نام برد که در اواخر دهه 60 با طرح « ازدواج موقت » در خطبه های نماز جمعه تهران به حمایت جدی از آن برخواست که متأسفانه به دلیل عدم حمایت رسانه ها نتوانست آنچانكه شایسته و در خور مفاهیم عالیه این سنت نبوی بود اقدام قانونی و عملی صورت پذیرد.
آنچه مخالفین متعه مخالفت خود را بیشتر بر روی آن متمرکز ساخته اند عنوان این مطلب بوده است که این اصل یک حکم خاص و اضطراری در اسلام بوده و به عنوان راهکاری شایع و عمومی تلقی نگردیده است این قلم نیز بر این نکته صحّه می گذارد ، ولی بایستی بر این نکته واقف گردیم که این نوع از ازدواج برای چه زمانها ، مکانها و شرایطی در نظر گرفته شده است و چه کسانی قادرند اضطرار آن را تشخیص دهند ؟ این قلم از آنجایی که در مقام تشخیص نیست لذا خود را حاملی بیش ندانسته و قلم خویش را انعکاس دهنده نظریات مراجع عظامی همچون حضرات آیات عظام امام خمینی (ره)،مکارم شیرازی ، جوادی تبریزی ، مقام معظم رهبری و ... می داند . آنچه در احادیث و روایات متعددی که در این باب نقل گردیده و آنچه تحت عنوان اجتهاد ارائه گردیده است نشان از آن دارد که این حکم خاص و موقتی برای زمانهای بعد از دوران جنگ که در آن زمان زنهای زیادی بیوه و بی سرپرست می گردند و برای دوران فقر و تنگدستی ، گرانی ، بیکاری ، ناتوانی از تشکیل خانواده و ازدواج دائمی جهت جلوگیری از فسق و فجور و بی بند و باری وضع گردیده است و پاسخی برای نیازهای طبیعی انسان بوده و خداوند دوست دارد و چنین می پسندد که جوانی نیاز داشته باشد و بتواند نیاز خود را از راه درست برطرف کند و لذا چه زمانی بهتر از امروز که این همه زن نجیبه کشورمان ناشی از اثرات حاصل از دوران جنگ تحمیلی ، حوادث غیر مترقبه اعم از سیل و زلزله و حوادث ناشی از زندگی صنعتی و ماشینی بی سرپرست و بیوه گردیده اند . این قلم قصد اهانت و اساعه ادب نسبت به کسی را ندارد بلکه با طرح این مسئله در پی آن است تا بفهمد جامعه اسلامی کشورمان چگونه راهی را که اسلام باز کرده است به روی خود می بندد؟ بایستی واقف گردیم که مسکوت ماندن این سنت در زمان فعلی نه تنها بر افزایش اشکالات عصبی و روانی و مشکلات خانوادگی جوانان و نیز انباشته شدن و تراکم زیاد زنان جوان بی سرپرست و بیوه کمک کرده بلکه بر بی بند و باری ، فسق و فجور و فساد خفیّ و نیز بر بحران جنسی جامعه دامن می زند.در وضعیت فعلی دو راه پیش روی خویش داریم یـکى اینکه جوانان را بخود واگذاریم تا پسران ودختران با هم روابط نـامـشروع برقرار سازند و آن همه مفاسد و عواقب وخیم رانادیده بگیریم آیا این راه ، راه صحیحى است ؟آیا این دختران و پسران پس از این همه روابط نامشروع در دوران ازدواج دائم خویش ، دیگر مـرد زنـدگـى و زن خانواده خواهند بود ؟راه دیگر اینکه ازدواج موقت را براى آنان تجویز کنیم تا بدین وسیله به غریزه جنسى خود پاسخ مشروع بدهند و بتوانند خویش را حفظ کنند .بى شک راه صحیح همین راه دوم است چرا که در غیر این صورت جوانان راهى براى ارضاى شهوت خود ندارند ودست به هرگونه بى عفتى و گناه خواهند زد بهترین شاهد ما آمار فساد و بى عفتى است که در جرائد و مجلات به چشم مى خورد.
مورد بعدی که مخالفین متعه روی آن تأکید می کنند این است که آنها چنین عنوان می نمایند که این کار ، فحشاء ، بی بند و باری ، عیاشی ، هوسرانی و بداخلاقی را در جامعه ترویج می کند چرا که اینان هر دو را خود فروشی در برابر پرداختن مبلغی می دانند و در واقع چنین استنباط می کنند که ازدواج موقت نقابی بر چهره فحشاء و آلودگی جنسی گردیده و اشاعه ، ترویج و قانونی شدن متعه ، جامعه را در مهلکه خطرناکی گرفتار خواهد کرد . مبنا و منطق مخالفین این بوده كه ازدواج موقت با اجاره و کرایه دادن فرقى ندارد و مایه سقوط شخصیت زن مى گردد . این اشکال از اشکالات گذشته سست تر و بى پایه تر است زیرا اولا عقد ازدواج موقت ربطى به اجاره ندارد .گـواه بـر این مطلب اینکه طبق تصریح فقهاى ما اگر عقدازدواج موقت را به لفظ اجاره بخوانند یعنى زن بگوید آجرتک نفسى من خودم را به تو اجاره دادم صحیح نخواهد بود .ثانیا ازدواج موقت با دائم از این جهت تفاوتى ندارد همانگونه که بودن مهر درازدواج دائم منافاتى بـا شـخـصـیت زن ندارد و باعث پایین آمدن حیثیت و شرافت انسانى او نمى شود در این مورد نیز چنین است زیرا عقد ازدواج دائم و موقت تنها تفاوتشان در ذکر مدت است . راسـتـى شـگـفـت انـگـیز است که زنى با اختیار خود با مردى حاضر به ازدواج موقت مى شودزن کـرایـه یـى است و در منطق اینان شخصیت انسانى خویش را تنزل داده است ولى زنانیکه با کمال بـى شـرمـى با آنهمه حرکات و اطوار زننده در فیلمها خود را به معرض نمایش مى گذارند و یا در مجالس شب نشینى و رقص در برابر چشمان حریص هزار مرد و براى ارضاى غرایز آنها حنجره خود را پاره مى کنند و یا هزار و یک نوع معلق مى زنند آیا آنها زن کرایه اى نیستند ؟ همچنین زنانى که در یـک آن داراى رفقای متعددى هستند به نظر اینان شخصیت انسانى خویش را تنزل نداده اند اگـر واقـعـا دلـسوزند و مى خواهند شخصیت زن راحفظ کنند ،فکرى براى زنان مراکز فحشا که معمولا در تمام اجتماعات ناسالم وجوددارد بنمایند .
نکته ای كه مطرح کنندگان این مسائل از آن غافل مانده اند اینست كه این افراد فکر می کنند تنها با خواندن یک جمله و اجرای صیغه همه چیز تمام می شود غافل از اینکه ازدواج موقت شکلی از ازدواج دائم بوده و مقررات آن همانند ازدواج دائمی می باشد جز در اینکه در پایان زمان مقرر ضوابط نفقه ، ارث و محرمیت از طرفین سلب گردیده و نیازی به طلاق ندارد و ضمناً زن و مرد شرایط آزاد تری نسبت به ازدواج دائم دارند. نکته دومی که بایستی این افراد مد نظر قرار دهند این است که لازم می آید به این پرسش پاسخ دهند که تاکنون از چه قانون ، برنامه ، طرح و سنت اسلامی سوء استفاده نشده و از چه شیوه پسندیده ای بهره برداری نامشروع نگردیده است که در این مورد صدق نکند ؟ آیا روزانه زد و بندها ، رانت خواریها و سوء استفاده های کلانی که از قوانین بانکی و اقتصادی کشورمان انجام می پذیرد کم شاهد هستیم ؟ مگر کم هستند افرادی که زیر لوای عبا و ریش چه جفاها و خیانتها که در حق دین روا نمی دارند ؟ روحانی نماهایی که به قول امام راحل خطرشان از دشمنان دین هزار مرتبه بیشتر بوده و تحجر و انجماد فکری برخی و التقاط و دگر اندیشی برخی دیگر دین را در معرض تهدید و تخریب قرار داده است. مگر در این کشور کم هستند افرادی که زیر پوشش دفاع از ولی فقیه ، ارزشها و حمایت از امام راحل و رهبری چه خیانت ها که در حق اینها معمول نمی دارند ؟ آیا به صرف سوء استفاده اندک معدودی از عملی همچون نماز ، حکم الهی را باید مسکوت گذاشته و تعطیل نمود و یا روشهای سوءاستفاده را مسدود نموده و در برچیده شدن این منافذ اقدام عملی کرد؟
یكی دیگر ازاشـکالاتی كه مخالفان بر ای متعه گرفته اند این بوده كه پیمان زناشویى اگر موقت باشد زن و مرد نمى توانند پیوند مهر و دوستى را با یکدیگر محکم سازند . این اشکال در اثر توجه نداشتن به حکمت تشریع این قانون پیدا مى شود زیرا ازدواج دائم براى جوابگویى به خواسته هاى جنسى کافى نیست و ازدواج موقت به منظور اشباع غریزه جنسى از راه صحیح و عاقلانه در شرایط مذکور تشریع شده است .اگـر این ازدواج هم به منظور تشکیل خانواده و انس گرفتن دو همسر با یکدیگر تشریع شده بود این اشکال مورد داشت اگرچه می تواند نقش اساسی در تزریق آرامش روحی به دو طرف بازی نماید ولى با توجه به حکمت تشریع این قانون دیگر موردى ندارد .بلکه مى توان گفت ازدواج موقت بهترین راه براى کسانى است که در آستانه ازدواج قرار گرفته و مـى خواهند توافق اخلاقى بین خویش و همسرى را که ازدواج با اورا در نظر دارند به دست آورند زیـرا در ایـن صـورت آنـان مـى توانند مدتى با هم ازطریق مشروع معاشرت کنند و از خصوصیات اخلاقى یکدیگر آگاه کردند تا پس از توافق اخلاقى ازدواج موقت را تبدیل به دائم نمایند .
مساله بعدی كه مخالفین ابراز می دارند اینست كه ازدواج موقت در اجتماع شیعه ازناحیه زنان و دختران استقبال نشده است .لذا از آنجایی كه زنان از آن استقبال نكرده اند پس باید برچیده شود. در پاسخ به این مسئله ابتدا باید دید این نفرت نسبت به ازدواج موقت از کجا پیدا شده است .بـدون تردید این مطلب مولود تبلیغات مسموم و نیز سوء استفاده هایى است که مردان هوسران در این زمینه کرده اند .بدیهى است که این سوء استفاده ها را نباید به حساب اصل قانون گذارد . ازدواج موقت مانند ازدواج دائم در نظام تشریع شرایط ومقرراتى دارد که باید زن و مرد تمام آنها را در نظر بگیرند و در چهار چوبه آنها این ازدواج را واقع سازند .تـردیـدى نـیست که اگر حدود و شرایط مذکور نادیده گرفته شود و فقط به خواندن یک صیغه قـنـاعت شود این نوع ازدواج عامل نفرت وانزجار مى گردد و افکار عمومى را نسبت به این قانون مقدس و عالى بدبین مى کند . بدیهى است که اگر ازدواج موقت مانند ازدواج دائم در دفاتر ثبت اسناد ثبت گردد و به صورت قانونى درآید مشکلى به وجود نمى آورد و نیز جلوى غالب سوءاستفاده ها هم گرفته مى شود .برای نویسنده این مقال جای بسی تاسف و تاثر بود وقتی از یكی از دفترداران در مورد تعداد عقد موقتی كه جاری كرده بود سوال نمودم و وی به من گفت كه در طول 23 سال گذشته فقط یك مورد متعه به ثبت رسانده است.
متأسفانه در طول چند دهه گذشته آنچنانکه شایسته این سنت نبوی بوده از آن به خوبی بهره نگرفته ایم و با دستاویز شعارهای مغلطه آمیز و غیر تطبیقی همچون دفاع از حقوق زنان ، عملاً با سنتی که اسلام با طرح آن به دفاع از حقوق زنان پرداخته به مبارزه برخاسته و گناه بسیاری از جوانانی را که مخفیانه به اعمال شنیع و زشت دست می زنند به جان خریده ایم و در عمل به این امر مقدس که از افتخارات تشیع می باشد از اهل تسننی که آن را باور ندارند سنتی تر گردیده ایم وبا ترویج این فکر که فرهنگ جامعه آن را نمی پذیرد در تعطیلی این حکم و سنت نبوی دخیل شده ایم و افسوس و صد افسوس بر فرهنگ غلط جامعه ای که حاضر است تا جوانی بجای بر طرف ساختن نیاز غریزی اش به اشکال قانونی و شرعی به گناه بیفتد و مخفیانه دست به اعمالی زند که نه با فرهنگ دینی و نه با فرهنگ ملی کشورمان همخوانی دارد.
این قلم در خاتمه آرزو می کند تا در سال پیامبر اعظم (ص) با تبلیغ صحیح مطبوعات ، رسانه های گروهی و صدا و سیمای کشورمان متعه به عنوان سنت نبوی به شکل اساسی تر به مردم تفهیم گردد و مجلس شورای اسلامی نیز بدون هیچگونه دغدغه و هراسی ضوابط و مقررات خاص این موضوع را در قالب طرح و تصویب قوانینی به مرحله اجرا در آورد تا هم جلو سوء استفاده کنندگان گرفته شود و هم جوانان ، دانشجویان و بسیاری از افراد محترم در هنگام ضرورتهای اجتماعی از آن کراهت نداشته و خدای ناكرده به گناه نیفتند و شایسته است مجمع تقریب مذاهب که قدم هایی را در جهت نزدیکی مذاهب در رسیدن به وحدت نظر در مورد این سنت نبوی برداشته فعالیتش را افزون ساخته و به کمک رهبران دینی سایر فرق همچون اهل تسنن در احیای این سنت نبوی بکوشند.


مولف : وحید كاظم زاده قاضی جهانی


پی نوشت:
1- تفسیر برهان / سید هاشم بحرانی – ذیل تفسیر آیه 24 سوره نساء

2- تفسیر طبری / در تفسیر همان آیه

 3- زناشوئی و اخلاق / برتراند راسل – ص189 4- همان/ ص 190
 

+ نوشته شده در  شنبه 1386/10/01ساعت 9:19  توسط alidn2005@aim.com  |