|
تنفروشی بدون فیلترشکن!
12 اسفند 87 - 00:24 |
|
جایی که گشتهای ارشاد عاجزند
![]() در میدان ونک، میدان هفت تیر و... اگر مانتو یا پالتوی دختری کمتر از حد معینی باشد مسافر اجباری ونهای سبز و سفید رنگ گشت ارشاد خواهد شد، به مقصد وزرا! با اشل و مقیاس خود تصمیمگیرندگان نظارتی و انتظامی کشور هم که بسنجیم، آنچه از رسانهها بارها در خصوص چرایی اجرای طرح ارتقاء امنیت اجتماعی اعلام میشود، این است که آنها قصد دارند با مصادیق بدحجابی و.. برخورد کنند تا جامعهای سالم و مبتنی بر دستورات مذهبی ساخته شود. درباره "چرایی" و "چگونگی" آن فعلا بحثی نیست.
کسی نمیتواند بگوید تمام مسافران ونهای گشت ارشاد زنان بدکاره هستند! که اکثر آنها مشکل پوشش دارند و خانوادهدار هستند و اکثرا به خدا و پیغمبری معتقدند. با این گروه اگر بدحجاب باشند، برخورد میشود. اما این سوال مطرح میشود، بدحجابی بدتر است یا برهنگی، از برهنگی که در ادبیات برخی از رسانهها صحبت میشود و به زن بیروسری گفته میشود صحبت نمیکنم، برهنگی به معنای واقعی! شاید تصورش سخت باشد، اگر بشنویم دختری که در خیابانهای این شهر با روسری و مانتوی بلند از جلوی چشمان تیزبین ماموران گشت ارشاد می گذرد و حالا که تمامی روشهای عدم جلب توجه این ماموران را آموخته، شب به خانه می آید، جلوی کامپیوتر شخصی می نشیند و این بار نه یک تکه از موی خود، نه یک تکه از پای خود و... که تمام بدنش را برهنه میکند و پای وب کم می نشیند و سکس چت میکند! برخی از بلاگر ها حتی جرات نمی کنند واژه "فیلتر شکن" را در وبلاگ خود درج کند، چرا که ظرف مدت کوتاهی به مدد فیلتر هوشمند عبارت" سایت مورد نظر به دستور مقامات قضایی فیلتر شده" را در صفحه خود خواهد دید. اگر به صفحات شخصی زیرمجموعه یاهو سری بزنید، البته بدون نیاز به فیلترشکن، انبوه صفحات سیاه و صورتی را خواهید دید با نامهای واقعی و عکسهای واقعی. اینجا دیگر صحبت عکسها و فیلمهای مستهجن خارجی نیست. اتفاقا اینجا همین افرادی را می بینید که هر روز از جلوی من و شما در خیابان رد می شوند. از جلوی چشمان پرسشگر گشت ارشاد و... اینها همگی بی سواد و معتاد نیستند، نمونههایی را می یابید که در دانشگاههای دولتی هم درس می خوانند. اما تن فروشی می کنند. این یعنی فاجعه ای كه باید برای آن ....، در جامعه مدعی ارزش ها: با یک جستجوی ساده چیزی حدود دوهزار دختر تن فروش با عکس واقعی از خودشان و مشخصات کامل فقط در یک سایت حضور دارند.
ای کاش روال این تن فروشیها همچون گذشته بود، اما گویا مدرن تر هم شدهاند و حالا با انواع فرنگی خود در حال رقابت هستند. دختران عریان با عکسهای شخصی که گویا از فرط عدم برخورد و آسودگی خیال با فراغ بال عکسهای خود را برروی اینترنت گذاشتهاند و باتبیغ تن فروشی در انتظار مشتری هستند: شارژ ایرانسل اس ام اس می کنید، حدود دو ساعت صبر می کنید و بعد دخترک با شما تماس می گیرد. یک سکس چت مختصر در واقع به عنوان اشانتیون برنامه است و ... هیچ کس هم با خبر نمیشود. برای دخترکی که عکسش را در صفحه گذاشته، فرقی نمیکند که بیننده زیر 18 سال باشد یا خیر! اینجا هم مثل کشورهای اروپایی نیست. سکس به عنوان یک تابو مطرح است و متقاضی که عرضه دوست دختر داشتن و اتول زدن در خیابان را نداشته، کسی است که تقریبا چیز خاصی از بیماریهای رایج و .. نمیداند. با یکی از آنها صحبت می کردم که نمیدانست ویروس اچ آی وی می تواند از طریق اورال هم منتقل شود. دخترکان بیشتر مشتری کم سن و سال می پسندند، آنها که خبر از این بیماریها ندارند و ممکن است برای یک بار تجربه ای ممنوع، تمام زندگی شان از دست برود.
شاید انبوه ماموران لباس سبز، با کلاههای کج و باتوم در دست توانسته باشند حاشیه خیابان جردن را پاکسازی کرده باشند، اما با این پیجها چه کنیم؟ گیرم که اینها هم بسته شود، مگر قبلا اورکات بسته نشده بود؟ نوبت کلوب می رسد، کلوب را هم فیلتر کنند، ایمیلهای تبلیغاتی، فیلترشکن، اتاقهای چت و... به اینها می گویند، واکنش افراد نسبت به کنترل اجتماعی. مشخص نیست سازمانهای عریض و طویل که بودجههای چند میلیاردی برای فرهنگ سازی، پیشگیری و نظارت دریافت می کنند چه کار می کنند. سازمانهایی نظیر: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، صدا و سیما، سازمان تبلیغات اسلامی، بهزیستی، وزارت علوم، دانشگاه آزاد اسلامی و... متاسفانه خیلی از دختران تن فروش دانشجوهای شهرستانی هستند که برای تامین هزینههای تحصیل دست به این کار می زنند، برخی دانشجوی دانشگاه آزاد هستند و برای تامین شهریه دانشگاه خود این کار را می کنند. بی شک تن فروشی اول و آخر کار نیست و مرحله بعد از تن فروشی مرحله اعتیاد است. البته هزینههای معنوی این آسیب فرهنگی آن قدر بالاست که مجال سخن گفتن به ما نمیدهد. اما دست کم پیامدهای بهداشتی آن برای هر فرد بدون دین و مذهبی هم ملموس است.
تامین هزینههای دختری که به خاطر هزینههای زندگی تن فروشی میکند، بی شک نسبت به هزینههایی که رواج این گونه ناهنجاریها در پی خواهد داشت، خیلی کمتر خواهد بود. برای مثال فقط اچ آی وی را که سالها دوره خاموش دارد و تنها با آزمایش می توان از وجود آن در بدن فرد بیمار با خبر شد را در نظر بگیریم.
اگر فقط یکی از این تن فروشان هر هفته 10 نفر را مبتلا کند، یعنی طی 5 سال که حداقل دوره خاموشی بیماری ایدز است، حدود 2هزار نفر را به این بیماری مبتلا میکند. اگر این دو هزار نفر ازدواج کرده باشند، همسران خود را مبتلا می کنند و اگر فرزندی داشته باشند، فرزند هم مبتلا خواهد شد. این درد بزرگ اجتماعی را چگونه فریاد کنیم....
همه اینها بدین دلیل است که ما ایرانیها درست به اسلام عمل نکرده و هرچقدر از اسلام که به میل ما بود خواسته و ... بقیه اسلام هم هیچ....
سوال من در پایان این است که آیا اگر با سنت اهل بیت که ازدواج متعه نیز جزو آن میباشد کنار می آمدیم و از همان روزی که دین اسلام در ايران رسمی اعلام شد ... برای این سنت اهل بیت هم فرهنگ سازی میشد
آیا اکنون این مشکلات را داشتیم؟!؟
حداقل این بود که مساله ازدواج موقت را میشد در مکانهای دولتی و معین شده حل کرد..! با نظارت پزشکان و آزمایشگاههای مجهز و هیچ جوانی هم گناهکار نبود... |
نقل از لینک :http://www.cloob.com/name/majale_rangarang



